- تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 15:25
با تمام وجود سعی میکنی که دوست داشته باشی، شاید بعضی آدمها اینجوری نباشند...شاید زنها اینگونه نیستند... + نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۸ساعت 13:46&nbsp توسط حامد  |  Adblock test (Why?)
پاییزه...سرد...فردا احتمالا بارونی - تاریخ: 1396/11/2 ساعت: 12:45
[unable to retrieve full-text content]من به الله و رسولش ایمان ندارم هنوز... این رو تدریجا فهمیدم...
برای پارسا... - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:34
باورش برات سخت شاید باشه... شاید اصلا برای من اینجوری بوده باشه... بعد شونزده سال زندگی با مادرت،هنوز همدیگر رو نمیفهمیم...نه اینکه بد باشیم...نه...نمیفهمیم... الان توی روابط با نرس هام هم همینجوریه...صبح تا شب با هم کار میکنیم...ولی هر لحظه ممکنه که بزنیم بهم...هم رو درک نکنیم... زندگی درعین سادگی ...
به همین سادگی - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 12:04
دوباره برای چندمین بار فیلم "به همین سادگی" رو دیدم....الان که بچه هامون دونفر شدن ، برام بیشتر ملموستر شده...برای تشکر از "تو" همین بغض و عشقی که ازش خبر نداری ، برام تسکین دهنده تر هست.... شاید الان برای چندمین شب متوالی باشه که برای دندون در اوردنه مهسا درست نخوابیده باشی... +xa0نوشته شده در xa0ج...
بغل - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 12:04
بغل و هم خوابی با همسر،فرزند هم جزو نعمات هست... که الکی الکی میبینی دیگه نداری...دوری کلافه میکنه .... +xa0نوشته شده در xa0شنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۶ساعتxa021:41xa0 توسطxa0حامدxa0 |xa0
وقتی که هم را دوست نداشته باشین - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 6:11
زنی جوان و شوهردار که تمام لذت عشق و سکسش رو بخاطر دوست نداشتن همسرش، برای قیامت گذاشته و دلخوش به وعده خداوندگار...
پست هایم کو؟!!!! - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 9:56
چندتا از پستهای اخرم نیستند
نباید فراموش کنم... - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 9:56
ولی دارم فراموش میکنم تمام خاطرات بد زاهدان رو...
جیب بر خیابان جنوبی - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 9:56
دزدی های کوچک مال پایین شهر است و دزدی های بزرگ مال بالاشهری هاست....
مادرها یه زمانی، از خستگی ناگهان به گریه می افتند - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 9:56
وxa0پسر شیرین زبان پنج ساله گلم ، به سمتش میرود و تسلی اش میدهد که : چی شده مامان؟! مشکلتو بگوxa0 شاید بتونم کمکت کنم!!
پدرم چهل سال از من بزرگتر است... - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 9:56
xa0و من چهل سال از او پیرتر....
سقف شیروانی حلبی... - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 9:56
بارون برای لذت بخش بودن باید بخوره به روی سقف شیروانی حلبی... دراز بکشی ترجیحا زیر پتو و اروم با صداش بخوابی....
سکوت نشان رضایت نیست... - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 9:56
اعتراض های مسافرای پرواز تاخیری اسمان گرگان مشهد برام خیلی جالب بود...شدت و تلاش xa0و دعواشون و حدتشون در اعتراض به تاخیر...بیچاره اون اقا قد بلنده مسیول اسمان گرگان...حتی بهش گفتن با دیوار هم فرق نداری شاید من .... دیگه اصلا حوصله اعتراض ندارم... اعتراض به هیچ چیز...
تقریبا هیچ - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 9:56
زمان داره به سرعت میگذره... و من هیچ چیز از زندگی نمیفهمم... هیچ چیز از روابط انسانها xa0 و مواد و.... پسردایی ام اسماعیل چه زود رفت،بیست و پنج سالش بود ...من هم که سالهاست پس از او ماندم، چه فرقی کرده؟!
زنان پاک برای مردان پاک و بالعکس!!! - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 9:56
آیه قرانه و الان یه کلیپی توی اینستا گذاشتن... پس زن امام حسن و زن فرعون و ...اینا چی میشن؟؟ قواعد زندگی پیچیده تره از این حرفا
صبر - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 9:56
این دنیا همه چیزش الکیه... هیچ وقت نمیتونم عقلم رو قانع کنم که چرا درامد دو روز من برابر یه ماهه یه کارمنده معمولیه... تازه حلال هم هست... براساس قواعد ادماش که خودمان باشیم... صبر و در پایان انفجاری به نام مرگ گره همه سوالا رو مشخص میکنه... ادما کم توان هستند

برچسب‌های مرتبط

وقتی که همه تشنه لب بودن | وقتی که همه خوابند | وقتی که میخندی همه چی خوبه | وقتی که باهم باشیم دنیا قشنگه | وقتی که دلتنگ همیم | وقتی که تو نیستی من هم | وقتی که دلتنگ میشم و همراه | وقتی که همه تشنه لب بودند | جیب بر خیابان جنوبی | جیب بر خیابان جنوبی نقد